با اينكه كار آراگل مربوط به سدهٴ پانزدهم است، مستلزم آن است كه كار زيادي در سدهٴ چهاردهم انجام گرفته باشد.1
5. فرانسه
از فرانسه به انگليسي. در اين قسمت تنها يك تن را براي ذكر داريم، ولي او بسيار مهم است، يعني چاسر. قبلاً، از او بهعنوان مترجم از لاتيني ياد كرديم، ولي ترجمهاش از فرانسه خيلي مهمتر است، يعني اگر فرض كنيم، كه فرض هم ميكنيم، تسليات فلسفهٴ بوئتيوس را از فرانسه ترجمه كرده باشد و اينكه ممكن است در ترجمهٴ داستان گل سرخ سهيم بوده است.
6. فارسي
از فارسي به تركي. كتابي دربارهٴ بهداشت جنسي را از نصيرالدين طوسي شخصي بهنام صلاحالدين از فارسي به تركي ترجمه كرد. ترجمهٴ احتمالي ديگري از زبان فارسي را در قسمت 1 ـ ت ذكر كرديم.
7. سانسكريتي
از سانسكريتي به بنگالي. در اواخر قرن، بخشهايي از دو حماسهٴ معروف ادبيات سانسكريتي مهابهاراتا و رامايانا به زبان بنگالي در دسترس بود و بدينترتيب، زبان بنگالي بر شالودهٴ محكمي تثبيت شده بود. ترجمهٴ قديم رامايانا به كريتيواسا (تولد: 1346) منسوب است؛ متن آن توسط مترجمان بعدي چندان تصحيح و دستكاري شده كه بازسازياش ناممكن است. مهابهاراتا را هم سانجايا مقارن همان زمان، تلخيص كرد.
نتيجهگيري
با اينكه فهرست مترجمان كمتر از نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم پيچيده است، مطابقهاي مانند آنچه در فصل اول انجام دادهايم، براي درك بهتر مبادلات فرهنگي سودمند خواهد بود، همچنين مقايسهاي ميان اين عصر با اعصار ديگر.
H. C. Lea , Chapters from the religious history of Spain(pp. 44-56 philadelphia 1890).
در اسپانيا، تا پس از نهضت اصلاح ديني، ممنوعيت كتاب مقدس بهزبان محلي خيلي جدي گرفته نميشد.